الملا فتح الله الكاشاني

178

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

تو در آوريم و اگر مدعاى تو مالست ما چندان زر سرخ و سفيد به تو دهيم كه هرگز درويش نگردى و هيچكس بتوانائى به تو نرسد حضرت اين سخنان را ميشنيد و هيچ نميگفت چون سخن را تمام كرد حضرت در جواب او فرمود كه بسم اللّه الرحمن الرحيم حم تنزيل من الرحمن الرحيم تا اينجا كه فاما عاد فاستكبروا فى الارض به غير الحق عتبه دست بر دامن مبارك آنحضرت نهاد و گفت به حق خويشى كه با هم داريم كه خاموش شو حضرت رسول خاموش شد و عتبه برخاست و به خانه خود رفت و نزد قريش نرفت ايشان گفتند كه عتبه كجا رفت مبادا كه از كيش خود برگشته باشد و بدين محمد ميل نموده يا آنكه محمد او را طعامى و رشوتى داده باشد و او را فريب داده پس برخاستند و به خانه عتبه آمدند و گفتند چرا باز نيامدى همانا كه از دين خود برگشتى يا طعام او را خوردى يا رشوتى از او قبول كردى عتبه از اين سخن برآشفت و گفت مال من از مال شما همه بيش است و استيلاى من از استيلاى همه در پيش چرا بطعام كسى فريفته شوم و شما ميدانيد كه او را مالى نيست پس چگونه كسى را برشوت بفريبد و ليكن من نزد او رفتم و با او سخنى چند گفتم او در جواب من كلامى خواند كه نه شعر بود و نه كهانة و نه سحر و آنچه از آنحضرت شنيده بود بر ايشان خواند و گفت من دست بر دامن او نهادم و او را سوگند دادم كه ديگر نخواند و شما ميدانيد كه محمد هرگز دروغ نگفته پس ترسيدم كه عذابى فرود آيد كه موجب هلاكة ما و شما باشد ايشان خايب و سرگردان از خانهء او بيرون آمدند القصه حق تعالى ذكر احوال هود نموده در صدد بيان قصهء ثمود در آمده ميفرمايد كه . وَ أَمَّا ثَمُودُ و اما قبيلهء ثمود كه قبيلهء صالح بودند فَهَدَيْناهُمْ پس دلالت كرديم ايشانرا به راه راست بوسيلهء حجج و ارسال رسول يا نموديم بايشان طريق ضلالت و ارشاد را كقوله و هديناه النجدين فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى پس برگزيدند نابينائى را يعنى جهالت و ضلالت كفر و طغيان عَلَى الْهُدى به راه راست كه ايمان است فَأَخَذَتْهُمْ پس فرا گرفت ايشانرا صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ صاعقهء عذاب و مصيبت عقاب خوار كننده مراد صيحهء جبرئيل است كه بيك لحظه همه به او هلاك شدند بِما كانُوا يَكْسِبُونَ بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از تكذيب صالح و عقر ناقه . وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا و برهانيديم از آن صاعقه آنان را كه گرويده بودند بصالح وَ كانُوا يَتَّقُونَ و بودند كه پرهيز ميكردند از شرك بعد از ذكر عقوبة دنيويه بر امم مكذبه احوال اخرويه مطلق كفره را در آن بيان مىكند و ميفرمايد كه . وَ يَوْمَ يُحْشَرُ و ياد كن اى محمد آن روزى را كه حشر كرده شوند أَعْداءُ اللَّهِ دشمنان